پایانی بر اختلاف خونین دو طایفه

وقتی سخن از اختلاف طایفه ای به خصوص با چاشنی قتل و خون می شود، دیگر خبری از مشارکت جمعی در همه امور ـ چه دینی و چه اجتماعی ـ سخنی بیهوده است. در این بین اولین راهکار که به ذهن می رسد، حل این اختلاف به واسطه ریش سفیدان و معتمدین دو طایفه است اما وقتی این روش هم نتیجه ندهد، پیچیدگی این اختلاف در همه ابعاد زندگی فردی و اجتماعی تاثیر خود را خواهد گذاشت و دیگر از ترس عمیق تر شدن این اختلاف هیچ فرد و نهادی، قادر به انجام کاری نخواهد بود؛ حال با این اوصاف یک طلبه با دست خالی چه می تواند انجام دهد؟ و چه مسیری را باید برگزیند که از طرفی بر این خرمن آتشی نیفکند و از طرفی آتش سابق را تبدیل به گلستان کند؟ تجربه حجت الاسلام میرعالی را می شنویم.

عنوان تجربه: حل اختلاف طایفه ای

علت- چالش:

اختلاف عمیق دو طایفه و کشته شدن از دو طایفه

عدم مشارکت مردم در امور اجتماعی دینی

ترس امام از فعالیت

موضوع تجربه:

صاحب تجربه:

استان:

اقدام-نتیجه:

برنامه ریزی بلند مدت به نسبت مخاطب

قدم اول استفاده از ظرفیت بانوان به عنوان کانون خانواده به وسیله متخصصین امر و سوق دادن ذهن بانوان به سمت حل اختلاف

درگیر کردن جوانان که بغض و کینه داشتند با ظرفیت اردو

عمومی: تبلیغ آیات و روایات حل اختلاف و اهدا جوایز