نخ تسبیح محله

وقتی امام جماعت، نخ تسبیح مردم شد

سیزده سال پیش، مردم مهرشهر کرج با مشکلی قدیمی دست‌وپنجه نرم می‌کردند؛ شبکه آب محله فرسوده بود و لوله‌هایی که سال‌ها از عمرشان می‌گذشت، دیگر پاسخ‌گوی نیاز مردم نبودند. جاده‌های خاکی و شرایط نامناسب محله نیز بر دشواری زندگی مردم افزوده بود.

مردم این مشکل را می‌دیدند و از آن رنج می‌بردند؛ اما برای پیگیری آن، اتحاد و انسجامی میانشان شکل نگرفته بود. هرکس به‌نوعی مسئله را دنبال می‌کرد و مطالبه‌گری‌ها نیز استمرار لازم را نداشت. در نتیجه، مسئله‌ای که برای بخش قابل توجهی از مردم مشترک بود، به یک مطالبه جمعی و مستمر تبدیل نشده بود.

در همین شرایط، حجت‌الاسلام حسین کیانی‌فر که چند ماهی بود امام جماعت مسجد محله شده بود، پیگیری مسئله آب را دنبال کرد.

او هر روز، پیش از ورود رئیس سازمان آب منطقه، مقابل سازمان حاضر می‌شد. به‌تدریج جمعی از مردم نیز همراه او شدند؛ حدود بیست‌وپنج نفر از اهالی محله که هرکدام با مسئله آب درگیر بودند و دغدغه بهبود شرایط زندگی مردم را داشتند.

در میان آنان پدر شهید، جانباز، مادر شهید و بسیجی‌های جوان حضور داشتند. آنها کنار یکدیگر می‌ایستادند و خواسته خود را روشن و بدون درگیری مطرح می‌کردند:

«آقا! وضعیت آب ما این است، حقمان را می‌خواهیم.»

این حضور، یک روز و دو روز نبود. مردم حدود یک ماه، هر روز برای پیگیری مسئله به سازمان آب مراجعه کردند.

تفاوت این پیگیری با گذشته، فقط در تعداد افراد نبود؛ این‌بار مردم یک مسئله مشترک را با هم دنبال می‌کردند و پیگیری‌شان استمرار داشت.

تا اینکه پس از این پیگیری‌ها، عملیات اصلاح شبکه آغاز شد. لوله‌های فرسوده یکی‌یکی تعویض شدند و چند کیلومتر شاه‌لوله جدید جایگزین شبکه فرسوده آب محله شد. پس از آن، جاده‌های خاکی نیز آسفالت شدند و وضعیت معابر محله تغییر کرد.

آنچه این تجربه را متمایز می‌کند، فقط نتیجه نهایی آن نیست؛ بلکه مسیری است که مردم برای رسیدن به نتیجه طی کردند. مسئله‌ای که پیش از آن با پیگیری‌های پراکنده و ناپایدار دنبال می‌شد، با شکل‌گیری یک جمع و استمرار مطالبه‌گری، به یک حرکت منسجم تبدیل شد.

بعدها مردم مهرشهر، نقش حجت‌الاسلام کیانی‌فر را با تعبیر ساده و معناداری بیان کردند:

«حاج‌آقا، شما نخ تسبیحی بودید که دانه‌های پراکنده ما را جمع کردید.»

شاید بتوان خلاصه این تجربه را در همین تعبیر مردم دید؛ امام جماعت، در کنار مردم ایستاد، مسئله مشترک آنان را به یک مطالبه جمعی تبدیل کرد و با استمرار در پیگیری، زمینه رسیدن آن مطالبه به نتیجه را فراهم کرد.

این تجربه نشان می‌دهد گاهی در یک محله، ظرفیت حل یک مسئله در خود مردم وجود دارد؛ اما آن ظرفیت زمانی اثرگذار می‌شود که حول یک مسئله مشترک کنار هم قرار بگیرد و پیگیری آن استمرار پیدا کند.